Nobody's Perfect - - - What did You Expect ?

Friday, April 25, 2008

مردم توی وبلاگستان خل شدن. هر جا می رم می رم می بینم پته ی یکی رو ریختن رو آب. چه خبره بابا؟ جالب اینجاس که در عین حال هم همه به آزادی بیان معتقدن. بعد یکی یه چیزی می گه همه می ریزن سرش. دیوونه خونه س


!چه کلاسی می ذاشت لامصب این پسره

Thursday, April 24, 2008

باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت هر جا دلش خواست، به هر جا برد بدون ساحل همون جاست
...
آقا جان گوش ندین! آی جوونا اینا که میان این چیزا رو می گن گوش ندین بهشون. عاقبتتون می شه من ها.... هر غلطی می کنیم این مهمونی تموم نمی شه. از کت و کول هم افتادیم از بس پارو زدیم
حالیتونه؟

Sunday, April 13, 2008


He Is Writing A Poem For ME

می دونی؟ این حسه که بدونی هست مهمه. ممکنه هفته ای یه بار هم از اون جامعه ی آکادمیک دل نکنه که بشه دیدش، اما اون حسه که باشه، همه چیز حله. اینکه دلت ثانیه به ثانیه براش تنگ تر می شه و این تنگ شدنش بیشتر چنگ می زنه به قلبت اما به جای شاکی شدن فقط لبخند روی لبات پر رنگ تر می شه. چون اطمینان داری به بودنش ... به خواسته شدن خودت
این روزا از اون روزاس که هر آن ممکنه دانشگاه خودمونو به مقصد دانشگاه اونا ترک کنم. چقدر عاشقم این روزا. چقدر؟