Nobody's Perfect - - - What did You Expect ?

Tuesday, March 27, 2007

می خواستم مهندسو ببینم. حدود ظهر گفت زنگ می زنه. نزد. زدم بیرون. 15 بار بهش زنگ زدم. برنداشت. برگشتم خونه. تو راه زنگ زد که من ونکم توی یه کافی شاپ. بیا. گفتم با کسی هستی؟ گفت آره. نرفتم. بهش گفتم بپیچون شدی. شاید با اون دختر دکتره س ... نمی دونم. مهم نیست. آبی هم هنوز نیومده. هیچ خبری هم ازش نیست. از دست مهندس شاکی شدم. تو که قرار داشتی برا چی به من گفتی حدود ظهر. من فقط می خواستم ببینمش بهش دلداری بدم برای عمل فرداش. برگشتنه گریه کردم. از همه بدم میاد. از مهندس. از آبی. از دختر بی وفائه. از این هوای بارونی لعنتی که آدمو یاد عید پارسال می ندازه ... از همه بدم میاد. خب؟

No comments: