Nobody's Perfect - - - What did You Expect ?

Wednesday, March 28, 2007

پارسال
همین روزا بود که با دختر بی وفائه رفته بودیم شهر کتاب
بعد مهندس زنگ زد به من گفت که بیارمش اسکان
رفتیم اسکان
بارونم می اومد
دختر بی وفائه رفت
و من هم رفتنشو تماشا می کردم
هم اشتیاقشو
هم عشقشو
عشقی که تو اون بارون خوب جوونه زد
...
بعد تنها شدم
من بودم و چراغ قرمزای بی تفاوتی و بارون لعنتی و تنهایی
.... آبی رو هنوز نمی شناختم. فقط می دونستم یه آبی نامی الان بیمارستانه

No comments: