Nobody's Perfect - - - What did You Expect ?

Thursday, March 8, 2007

کلافه م ... این نوشته هایی که تو کلافگی می نویسمو اصلا دوست ندارم. حالم بده. از یکشنبه شب که اونجور تهوع داشتمو ... نمی دونم چمه. فقط همه ش خسته م. صبح رفتم بیرون. عین دیوونه ها مغازه ها رو نگاه می کردم. بوسینی حراج بود هیچ کوفتی نداشت که بشه خرید. تو بقیه ی مغازه هام نرفتم. یه چکمه دیدم اما حس نداشتم برم قیمت کنم. اون وسطا خواهره زنگ زد گفتم تنهام بیا با هم نگاه کنیم مغازه ها رو گفت که نمی تونه. گفتم مرخصی بگیر گفت نمی شه. برگشتم نشستم تو ماشین. آبی زنگ زد. تو صداش نگرانی رو لمس می کنم ... چند روزه ... از همون یکشنبه شب که حالم به هم خورد و بازم ازم پرسید که چطورم و چرا و .... گفتم نگران نباشه ... ولی خودم نگرانم ... نمی دونم چی می شه. گفت باز زنگ می زنه به امیر. بهش گفتم نزنه ... گفتم خوبم ... خوبم؟

No comments: